منوچهر اميرى
18
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
ارز ( Arozz , Aroz ) ( لا ) Oriza Sativa ( فر ) Riz ارز ، سرى فركوادت كويذ كرنج از دو گونه است سبيند و سرخ . الابنيه ( بهم 6 ، زل 6 ) ارز يقال له الرز ايضا . . . و هو بالروميه اريزون و بالسريانيه رزا و بالفارسيه برنج و . . . يسمونه كرنج و المقشر منه بالهنديه جاول و غير مقشر شالى ( الصيدنه ، ب 15 ) . الارز به گرمى و خشكى ميل دارد و خشكى اندر وى ظاهرتر است و اندر عداد آن از گندم كمتر است ليكن عداى نيك دهد ( اغراض ، 585 ) . معرب از اورير يونانى است و به فارسى برنج نامند ( تحفه ، 18 ) . شادروان استاد پورداود - مقالهاى در كتاب هرمزدنامه درباره برنج نوشته است كه اهم نكات آن را در اينجا به اختصار مىآورم : برنج يا كرنج را گروهى از دانشمندان گياهشناس از سر زمين چين دانستهاند اما به دستيارى هندوان به ايران زمين رسيده ، ازاينرو نامش هندى است ، در زبان دراويدى برنج اريسى arisi خوانده مىشود . شايد همين لفظ باشد كه بعدها در سنسكريت وريهى vrihi شده است . لغت برنج در اوستاو پارسى باستان نيامده ولى در بندهشن برنج با جو آمده است . در زبان پشتو وريزه vrize و در سمنانى و رنج خوانند و تبديل واو به باء در زبانهاى ايرانى همانند بسيار دارد . برنج در فارسى كرنج شده و تبديل واو از لغتهاى زبانهاى باستانى ايران به گاف در فارسى نيز نظير فراوان دارد . هروى در الابنيه همه جا كرنج گفته است و به اين مىماند كه در آن روزگار در سرزمين شرقى ايران لغت برنج رايج نبوده است . لغتهاى گوناگون كرنج ، برنج ، و رنج ، پرنج ، برنز ، وريزه ، بح ، بنج ، بينج ، همه يكى است و در عربى ارز ، و رز يا رنز چنان كه در المعرب جواليقى ياد شده از همان بنياد است . در زبانهاى اروپائى oryza ( يونانى ) و لاتينى oriza فرانسه riz انگليسى rice آلمانى Reis همه يكى است و همه از نام يونانى اين دانه و در يونانى از نام ايرانى آن گرفته شده است ( هرمزدنامه ، 36 - 47 ) . بر سخن استاد پورداود بايد علاوه كنم كه ابو ريحان بيرونى از مردم مشرق ايران بوده با اينهمه چنان كه ديديم ترنج را به - كار برده است . مطلب ديگر آنكه برنج را با برنج كابلى يا برنك كابلى كه نام داروى خاصى است نبايد اشتباه كرد . ر ك : همين ماده . ارزيز ( ر ك . ابار )